الآخوند الخراساني ( شرح : دولت آبادى )

39

شرح فارسى كفاية الأصول ( فارسى )

حرف در غير خودش معنى مىدهد و اين از خصوصيات موضوع له يا مستعمل فيه است ولى غافل از اينكه قصد معنى از لفظ حرف بر اقسام استعمال او و انواع استعمال او نمىباشد از شئون موضوع له يا مستعمل فيه و الا اگر بنا باشد كه قصد معنى از لفظ حرف بر اقسام استعمال او كه دارد از شئون آن معنى حرف باشد بايد قصد بما هو هو كه مستقل است در اسم او هم از شئون مستعمل فيه يا موضوع له باشد پس بايد تأمل نمود در اين مطلب و حال آنكه در اسم جزء مستعمل فيه و موضوع له نمىگيرند و تأمل كن چونكه اين مقام دقيق است و بتحقيق كه اشتباه رفته‌اند در اين مطلب زيادى از اهل تحقيق . [ اشكال بر قول مصنف بر اتحاد معناى اسم و حرف ] مخفى نماند فرمايش صاحب كفاية خلاصه آن شد كه معانى اسميه و حرفيه ذاتا متحد هستند ولى در مقام استعمال با هم فرق دارند اين معنى كه ايشان قائلند صحيح نيست بلكه حقيقت معناى اسمى و معناى حرفى با هم تفاوت دارند و متباينند و لو آنكه تعبير معنى اسمى و معنى حرفى بلكه معنى فعلى هم تمام هر سه‌گانه با الفاظ اسمى تعبير مىشوند مثلا مىگوييم الاسم كلمة معناه مستقل فى نفسه و الحرف كلمة معناه غير مستقل فى نفسه و الفعل كلمة معناه مقترن باحد الازمنة الثلاثة ) و امثال اين تعبيرها و بيانها آيا ممكن است كسى بگويد كه كلمه اسم و فعل و حرف هر سه يك معنى دارند بالضرورة اين‌طور نيست بلكه ذاتا با يكديگر فرق دارند و اما دليل صاحب كفاية كه واضع شرط كرده است اسم را در معنى استقلالى استعمال بشود و حرف در معنى غير استقلالى اين شرط اولا چه كسى گفته است كه لازم الوفا است و چه باعث لزوم است و برفرض اگر مخالفت كرديم و معنى اسمى را در معنى حرفى استعمال نموديم بايد صحيح باشد و لو مجازا و حال آنكه غلط است مثلا صحيح نيست كه بگوئيم زيد فى الدار و فى